غلامحسين محرمى

76

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

زايل و تمام مىشود ، همان‌طور كه سراب تمام مىشود و يا ابرها از هم مىپاشند . پس در اين پيشامدها به پا خاستم تا باطل از ميان رفت و نابود شد و دين پابرجا گرديد » « 1 » امام حسن عليه السّلام نيز در نامه‌اى به معاويه مىنويسد : « ما به خاطر اين‌كه ترسيديم منافقان و ساير احزاب عرب ، ضربه‌اى به اسلام وارد كنند ، از حقّمان چشم‌پوشى كرديم » . « 2 » حتى عده‌اى از اينها كه به شهادت قرآن ايمان به قلبشان وارد نشده بود و با اكراه اسلام را پذيرفته بودند ، به اقتضاى نفاق درونىشان پذيراى ولايت امير مؤمنان نبودند و حتى در حيات پيامبر بر اين مطلب معترض بودند . طبرسى در تفسير آيه سئل سائل به عذاب واقع از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است : « بعد از قضيه غدير خم عرب باديه‌نشينى به نام نعمان بن حارث فهرى نزد پيامبر آمد و گفت : به ما دستور دادى به يگانگى خدا و رسالت تو گواهى داديم . به جهاد ، حج ، روزه ، نماز و زكات امر كردى ، قبول كرديم . به اينها راضى نشدى ، اكنون مىگويى : هركس من مولاى او هستم على مولاى اوست ! آيا اين از جانب توست يا از طرف خدا ؟ رسول خدا فرمود : سوگند به كسىكه جز او خدايى نيست ، از جانب خداست . نعمان بن حارث برگشت در حالىكه مىگفت : خدايا اگر اين مطلب حق است ، از آسمان بر ما سنگ ببار . در اين هنگام سنگى از آسمان آمد و به او خورد و كشته شد . و اين آيه نازل شد » . « 3 » در سقيفه نيز اينان طرفدار قريش بودند ؛ چنان‌كه به نقل ابو مخنف تعدادى از عرب‌هاى بيابانى اطراف مدينه كه براى دادوستد به آنجا آمده بودند و در روز درگذشت پيامبر در مدينه حضور داشتند ، در تحريك مردم براى بيعت با ابو بكر نقش فيزيكى داشتند . « 4 »

--> ( 1 ) . فو الله ما كان يلقى فى روعى و لا يخطر ببالى ، انّ العرب تزعج هذا الامر من بعده صلّى اللّه عليه و آله عن اهل بيته و لا أنّهم منحّوه عنّى من بعده فما راعنى الّا انثيال النّاس على فلان يبايعونه . فامسكت يدى حتّى رايت رجعة النّاس قد رجعت عن الاسلام يدعون الى محق دين محمد صلّى اللّه عليه و آله فخشيت ان لم انصر الاسلام و اهله ان ارى فيه ثلما اؤ هدما تكون المصيبة به علىّ اعظم من فوت ولايتكم التّى انّما هى متاع ايّام قلائل يزول منها ما كان يزول السّراب او كما يتقشّع السّحاب فنهضت فى تلك الاحداث حتّى زاح الباطل و زهق ، و اطمانّ الدّين و تنهنه ( نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، نامه 62 ) . ( 2 ) . ابو الفرج اصفهانى . مقاتل الطالبيين ، منشورات الشريف الرضى ، قم 1416 ه ص 65 . ( 3 ) . مجمع البيان ، دار المعرفة للطباعة و النشر ، ط 2 ، 1408 ه ، ج 10 ، ص 530 . ( 4 ) . شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن نعمان . الجمل ، مكتب الاعلام الاسلامى ، مركز النشر ، ص 118 - 119 .